خرید بک لینک

احساسمان اگر خسته نبود تو دلمون جا نمیموند

تو، تکرار دیروزی و من کمی حواس پرت

کمی فراموش کار و کمی هم ...

سردی زمستان را بهانه نکن

کمی آرامش دم کن

میخواهم نوش جان کنم

نوشته شده در دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵ساعت:بیست و پنج توسط مردی که قبلا میخندید.| |

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

بازی باد و کلاه

مثل کلاهی میمانی که باد برده یادت را از سرش

نوشته شده در دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵ساعت:بیست و پنج توسط مردی که قبلا میخندید.| |


برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

مثله اینکه عادت شده برام آخر هرسال یادم میافته که چیزی با عنوان آخرین پست سال... بنویسم یاد آخرین پست سال89... یاد آرام دور شدنها و ... یاد همه روزها،یاد همه آدمهای دیروزم یاد روزهای خیلی دور که هنوز هم جزئی از خاطراتم هستند و ... و آینده که شیرین تصورش میکنم کم کم باورم شده که زندگی کوتاه ا

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

مردی مثله خودم،اما نه با تقدیری مشابه تقدیر من پسری با موهای خرمائی چشمانی درشت و مرموز نگاهی پر از واقعیتهای مبهم از یاد بردن را از روزگاری بیاموز که ظاهری مثله گرمای تابستون تو ی کوچه خاکی داره مردم محکومت میکنند،اگر حرفی بزنی و یا نگاهی بکنی!!! شور که برفت،خیلی ساده یادها هم خواهند رفت کمی دیر ش

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

سالها پیش،خیلی قبل تر از امروز به مانند دیالوگ یک فیلم یاد حرفی افتاد که گفته بود چوب خدا صدا نداره و از این حرفا آن دو نفر چوب خدا بودند که هرگــــــــــــــــــز صدایی نداشتند و بی خبر از همه چی و خداوندا، هنوز دیوار بلند نا امیدی بین ماست نوشته شده در دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت:بیست و پنج توسط

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

سر به هوا باش و به آبی دل ببند خیال مکن،دل شوره میگیری بعد نوشت:نگران احوالم مباش،جاده مه آلود سکوت دارد،ترس دارد،دل شوره دارد و ... باید رفت،بمانی دل شوره میگیری به اندازه تمام عمری که در همان روزهای گذر کرده،گرفتارش بودی و میتونست بشود در این مسیر نرسیدنها بهانه ها را کنار گذاشت... نوشته شده در

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

خیلی سخت می شود باور کرد،و خیلی سخت است خوش باور باشیم سخت میشود فهمید جهانی دیگر در انتظار ماست ... تا صبح بیدار ماندن و شنیدن صدای نزدیگ یک سگ به مانند سالها پیش لذت بخش است سالهایی که برادر کوچکت خیلی خیلی کوچک بود و چیزی از رمز و راز عجیب حیله های الهی نمیدانست تا صبح بیدار ماندن و چشمکهای گاه

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

صفحه بندی